فضلی آماج
رمضان در فراسوی خود، فرزانگیهای زیادی دارد که یکی از آن، احساس درد دیگران است.
یعنی در این ماه آدمها- آری؛ آدمها- با تمام تاروپودشان احساس میکنند که نداشتن یعنی چه؟ مأمور بودن یعنی چه؟ اما شوربختانه در این ماه شمار زیادی از این صاحبان کار و صاحبان مال به جای اینکه ضمیر بهخواب رفتۀ شان برخیزد و آهنگ سفر سوی خدا کند، هنوز دلشان سنگتر و وجدانشان پرغبارتر شده و انگار عزم را جزم کردهاند که در ستمگری و فرعونگری از دیگران سبقت بجویند و حتی در سیمای خشنشان دیده میشود که ناجوری روانی کارشان را به جای کشانده که از تضرع و آه و ناله دیگران، به نحوی لذت میبرند.
هرچند اینان به چنین وضعیتی دلخوش اند و سرمست؛ اما در اصل باید بر حال اینان گریست و لاجرم برایشان تذکری داد، شاید این تذکر سودی برساند.
ازاینرو؛ به حکم فذکر، مه هم به نوبهٔ خود اینها را تقدیم شان میکنم:
- روزه، گرسنه نگهداشتن شکم نیست؛ رسول اکرم صلی الله علیه وسلم میفرمایند: من لم يدع قول الزور والعمل به فليس لله حاجة في إن يدع طعامه وشرابه؛ یعنی هر که از سخن دروغ و از کجیها دست مبردارد، خدا نیازی به این ندارد که دست از خوردن و نوشیدن بردارد؛
- همان گونه که خودت آدمی و فرزندان جناب عالی آدماند و باید به خواستههای آنان پاسخ گفت و دردشان را مداوا کرد، این چنین باید بر وجدانت بقبولانی که دیگران هم مثل شمایند و جناب عالی یک سروگردن از دیگران بالا نیست و شما که خویشتن را مؤمن میخوانید مقتضای ایمان چه که مقتضای آدمیت این است که درد دیگران را احساس کنی؛ الا تو کز محنت دیگران بیغمی نشایند که نهند نامت آدمی؛ بلی رسول اکرم فرمودند: مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ؛ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى؛
یعنی مؤمنان از روی مهرورزی؛ دلسوزی و عطوفت چون یک تناند؛ اگر عضوی در پی شبزندهداری و تب بیقرار شد، همۀ بدن به درد میآید؛
- اگر بر کسی لطفی نمیتوانی، دستکم دست ظلم را از سر کارگرانت بردار، مثلاً: اگر خداوند این نعمت را نصیبت نکرده است که در این ماه خجسته دست مستمندی را بگیری، علی الأقل این عنایت را بکن که در پرداخت دستمزد این بیچارگان تأخیر مکن، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم میفرماید: «أعطوا الأجير حقه قبل أن يجف عرقه» رواه ابن ماجه؛ یعنی حق کارگر را پیش از آن که عرقش خشک شود بپردازید؛
- از حدیث بالا این نکته را بگیر که دستمزدی را که میپردازی، کرم و جوانمردی حضرت عالی نیست؛ بلکه این حق کارگر است؛
- ایمانداری و عیاری این را ایجاب میکند که وقتی افتادهای دیدی دستش بگیر؛ نه اینکه از مجبوریت و افتادگی آن بهره، کشی؛ اگر پولت و یا قدرت و مکنتت خواست تو را بفریبد این سخن حافظ را به یاد داشته باش:
دایم گل این بوستان شاداب نمیماند* دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
اگر در صدق این سخن شک داری، به حول وحوشت نگاه کن؛ چه گلهایی که خزان نشدند و چه نونهالانی که درخت نشدند؟
- این را هم باید بدانی که نفس خسیس تو هرگز به هرچه جمع کنی قناعت نخواهد کرد، نفس تو مثل دوزخ است که فریاد بر میدارد هل من مزید؛ یعنی دیگر هم هست؟
رسول اکرم صلی الله علیه وسلم میفرماید: لو كان لابن آدم واديان من مال لابتغى واديا ثالثا ولا يملأ جوف ابن آدم إلا التراب ويتوب الله على من تاب ؛ یعنی اگر فرزند آدم دو بیابان مال داشته باشد، سومی را هم میطلبد و نفس آدمی را جز خاک چیزی سیر نمیکند و خداوند توبۀ توبهکنندگان را میپذیرد؛
- خدمت عرض شود که یکی از دلایل رفتن به جهنم عدم اطعام مسکین و حتی عدم ترغیب جدی به اطعام مسکین است؛ قرآنکریم حکایت میکند که زمانی دوزخیان به دوزخ برده میشوند ، از ایشان پرسیده میشود: ماسلککم فی سقر؟ یعنی شما را چه چیز به دوزخ کشاند؟ دوزخیان چند عامل را بر میشمارند و از آن میان یکی هم این را یاد میکنند:
ولم نک نطعم المسکین؛ یعنی ما به مسکینان طعام نمیدادیم
این چنین سورۀ ماعون وقتی صفات کسانی را که به روز آخرت ایمان ندارند، بر میشمارد، یکی هم این را عنوان میکند:
ولایحض علی طعام المسکین؛ یعنی بر طعامدادن مسکین مردم را زیاد ترغیب نمیکرد.
از این روست که در آموزههایی از رسول اکرم صلیالله علیه وسلم میخوانیم که تلاشگری را که برای سیرکردن مسکین و بیوه زنی گام بر میدارد، همسان مجاهد فی سبیل الله و یا همسنگِ همیشهروزهدار میداند؛
- زکات فطر؛ این چنین خود یکی از این مظاهر همدردی دین با مسکینان و بیچارگان است، صدقه فطر واجبی است که باید آن را پیش از روز عید پرداخت و حتی در این صدقه عقل و بلوغ هم شرط نیست؛ یعنی از دارایی دیوانه و کودک هم باید پرداخته شود و اگر ولی و سرپرست دیوانه و کودک به پرداخت صدقه فطر اقدام نکرد، در شرع خدا گناهکار شمره میشود و رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به پرداخت این زکات اینگونه ترغیب میفرمایند: «در این روز آنان (نیازمندان) را بینیاز بسازید»
اندازۀ زکات فطر: اندازه و مقدار زکات فطر یک صاع گندم است یعنی نزدیک به دوکیلو گندم است، البته ناگفته پیداست که این اندازه پایانی است یعنی میتوان از این بیشتر پرداخت و رویهمرفته میتوان بهای آن را نیز طبق مذهب احناف پرداخت.
- تقویت روان: یکی از دلایل تنگچشمیهای صاحبان مال و انگیزۀ لئامت و خساست آنان، روان ناجور و ارادۀ لنگ آنان است، روزه مرهمی است که باید مداوای این زخمهای ناسور شود، آخر انسان تنها همین گوشت و پوست و ریشه که نیست، انسان موجودی است که در آن خدا از روح خود دمیده است، اگر این روح و روان در انسان پژمرده شد، در واقع انسانیت دارد در او میمرد و نباید هم از چنین هیکلی انتظار خیری را داشت، چون منبع فیوضات خیر در روان آدم است، از این رو، اسلام در ماه صیام در کنار فرضیت روزه؛ عبادات دیگری را سفارش میکند؛ تا این روانِ پریش و ناسور، بهبود یابد، یکی از آموزههای رمضانی که در این باب خیلی کارا میباشد، اعتکاف است؛
- اعتکاف: اعتکاف عبارت از عبادتی است که با پاییدن در مسجد به صورت مخصوص صورت میپذیرد، احناف این عبادت را در ده پایانی رمضان، سنت مؤکد کفایی میدانند و در غیر آن مستحبش میخوانند، البته این هم هویداست که این عبادت باید در مسجد صورت بگیرد؛ یعنی در خانه نباید باشد و با نیت باید همراه باشد و بالطبع معتکف، لاجرم- برای صحت و حلالبودن آن- از حیض و نفاس و جنابت پاک باشد؛
مدت اعتکاف: فقه حنفی، حنبلی و شافعی برای کمترین زمان اعتکاف زمانی را معیین نکردند و لحظاتی را هم را برای کمترین زمان اعتکاف درست میدانند؛ اما فقه مالکی کمترین زمان را برای اعتکاف یکشب ویکروز میدانند؛
مفسدات اعتکاف: مفسدات اعتکاف؛ یعنی چیزهایی که باعث از بینرفتن و تباهشدن اعتکاف میشود اینهاست:
1- جماع و یا همخوابی؛ اما انگیزهها و مقدمات همخوابی چون بوسیدن و بدن را در بدن هم سایدن، در صورتی که به انزال نینجامد، اعتکاف را فاسد نمیکند؛
2- خروج از مسجد در صورتی که اعتکاف نذری باشد.
- اخیراً؛ رجای ما از خالق بزرگ این است که توفیق عمل به این را نصیب کند وماذلک علی الله بعزیز.
۱۳۹۹/۰۲/۲۱
۱۳۹۸/۰۷/۱۴
خرد جمعی یا هوش جمعی (Common Sense)
![]() |
| خرد جمعی |
آنچه شگفت انگیز است
و اصولا عبارت خرد جمعی را معنادار میکند این است همان اطلاعات کمارزش و کوچک
موجود در ذهن فرد فرد نظر دهندگان با بر روی هم نهاده شدن ناگهان به شکل واقعیتی
سخت و باارزش خود را بروز میدهد. به عبارت دیگر جمع تصویر درستی از آنچه که در
جهان می گذرد دارد.
پژوهشگران بر این باور هستند که هوش جمعی از آنجا
برمی آید که افراد گروه تا چه اندازه با یکدیگر همکاری میکنند. برای نمونه، گروههایی
که افراد آن را کسانی با "حساسیت اجتماعی" افزون تر تشکیل می دادند
دارای خرد جمعی بالاتری بودند.
حساسیت
اجتماعی به این ارتباط دارد که اعضا تا چه اندازه به خوبی احساسات یکدیگر را درک
میکنند. همچنین در گروههایی که یک فرد نقش چیره دارد، این گروهها از هوش جمعی
کمتری، در مقایسه با گروههایی که در آنها جریان بحث چرخش متعادل تری دارد،
برخوردار هستند. به علاوه، تیمهایی که شمار زنان در آنها بالاتر باشد حساسیت
اجتماعی بیشتری نشان میدهند و در مقابل خرد جمعی آنها در مقایسه با گروههایی که
تعداد زنان کمتری دارد بالاترمی باشد.
بحث حکم کسی که قتلی
انجام میدهد، به مانند حکم کسی است که همه انسانها را کشته است! نیز برپایه این
منطق استوار است. یا برعکس اگر کسی به انسانی نیکی کرده باشد، مثل آن است که به
بشریت نیکی کرده است!
در خصوص قضاوت «خرد
جمعی» ذکر این مطلب ضروری است که نظر هر فرد دو عنصر را در درون خود دارد اطلاعات
صحیح و غلط. اطلاعات صحیح (از آن رو که صحیحاند) همجهتند و بر روی یکدیگر انباشته
میشوند اما خطاها در جهات مختلف و غیرهمسو عمل میکنند لذا تمایل به حذف یکدیگر
دارند. نتیجه این میشود که پس از جمع نظرات آنچه که میماند اطلاعات صحیح است.
در یک آزمایش معروف
از حدود ۸۰۰ نفر خواستند که وزن
یک گاو را حدس بزنند. وقتی میانگین جوابها را حساب کردند، با یک درصد خطا درست بود.
حالا حساب کنید یک متخصص چقدر باید دقیق باشد تا بتوانند چنین برآوردی را انجام
دهد.
۱۳۹۸/۰۵/۲۷
صد سال پس از استقلال
افغانستان این روزها سالگرد صدسالگی
استقلال این کشور از بریتانیا را تجلیل میکند. این استقلال در پی حمله امانالله
پادشاه نوگرای افغانستان و وقوع جنگ سوم افغانستان و بریتانیا در 18 آگست 1919
مطابق 28 اسد بدست آمد.
بدون شک استقلال افغانستان براي همه ي
اقوام باهم برادر و برابر اين مرز وبوم افتخار بسيار عظيم و بزرگ بوده و نمود
غرور، غيرت و همت بلند آنان است. سالها است که از اين روز تاريخي توسط مردم عزتمند اين ديار گراميداشت به عمل آمده و تجليل مي شود. اما سوال اینجاست که:
افغانستان درصد سال پس از استقلال خود، چی
جایگاهی در بین کشورهای جهان دارد؟
![]() |
| صد سال پس از استقلال افغانستان |
28 اسد سال 1398، شهر کابل رنگی تازه بخود
گرفته است. جاده ها چراغانی، دیوار های مزین به سه رنگ بیرق افغانستان، تابلو های
تبریکی استقلال در گوشه و کنار شهر نصب شده اند و بیرق کشور در جای جای کابل به
اهتزاز در آمده است. اما آیا این هیاهو می تواند معنی واقعی جشن و استقلال را
افاده کند. صد سال از استقلال این کشور گذشته است به این معنی که افغانستان در
اختیار خود افغان ها بوده و دست خارجی در سرنوشت و مسیر حرکت شان دخیل نبوده است.
اکنون کوتاه نظری خواهیم انداخت به وضعیت افغانستان در صد سال پس از استقلال:
سیاست: طی این صد سال افغانستان که در یکی از حساسترین مناطق جهان
موقعیت دارد، در فراز و نشیب سخت روزگار قرار داشته است. شصت سال اول را در صلح
نسبی ولی فقر و عقبماندگی گذراند و باقی را در 'اشغال مستقیم و جنگهای نیابتی'
کشورهای بزرگ جهان و منطقه، فاجعههای بیسابقه بشری، ولی در عین زمان با پیشرفتهای
نسبی سپری نموده است.
طی این قرن، کشمکشهای داخلی؛ زیادتر به خاطر قدرت طلبیها
و قومگراییهای پیدا و پنهان، گاهی هم تحت پوشش منازعه درونی خاندان شاهی و
ایدیالوژیهای مختلف، چالشهایی را از درون برای کشور به بار آورده و سیاست خارجی
افغانستان را متاثر ساخته است.
چهار دهه اخیر افغانستان اغلبا در جنگ های
داخلی بین خود افغان ها سپری شد.
افغانستان توسط شوروی اشغال شد و پس از
خروج ارتش سرخ بار دیگر افغان ها نتوانستند باهمدیگر پذیری در کنار هم زندگی کنند
و دوباره جنگ داخلی شعله ور گردید.
با ظهور طالبان در افغانستان این کشور
اعتبار سیاسی نسبی خود را نیز از دست داد. و پنج سال دوره سیاه طالبان، سیاست
افغانستان را در پائین ترین حد ممکن تنزیل داد.
پس از واقعه یازدهم سپتامبر سال 2001
میلادی و شکست طالبان توسط امریکا و ناتو فصل جدیدی در سیاست افغانستان رقم خورد.
اما خلاف آنچه انتظار می رفت در عمر 18 ساله دولت کنونی، همچنان سیاست داخلی افغانستان
ناکارا و ناموفق است. تبعیض، فساد، انحصار قدرت، خود کامگی و خود فروشی سیاسیون به
طور برجسته دیده می شود.
هم اکنون دولت افغانستان سومین دولت فاسد جهان
است.
امنیت: باوجود خشونت ها و بحرانهای حاکم در جهان، برای نخستین بار به
تناسب سالهای قبل وضعیت صلح آمیزی نیز در نقاطی از جهان بهبود یافته است. اما در
افغانستان اینگونه نیست.
جنگهای شدید میان نیروهای امنیتی و
شورشیان طالبان و داعش در شماری از ولایتهای افغانستان به خصوص در بغلان، بدخشان
و کندز در شمال، قندهار، هلمند و ارزگان در جنوب و شماری از ولایتهای شرقی جریان
دارد. طوریکه کنترول و نفوذ دولت افغانستان به ۵۶ درصد از خاک این کشور کاهش یافته است،
به گفته سازمان ملل در دو دهه اخیر، ۳۲ هزار نفر بر اثر
جنگ در افغانستان کشته شدهاند. تعداد غیرنظامیانی که در سال ۲۰۱۸ در افغانستان کشته شدند، از تمامی سالهای ۱۸ سال اخیر که این کشور درگیر جنگ است، بیشتر بوده است.
تعداد غیرنظامیان کشته شده در سال ۲۰۱۸ نسبت به سال ۲۰۱۷ میلادی، ۱۱ درصد رشد داشته و به سه هزار و ۸۰۴ نفر رسیده است. هفت هزار و ۱۸۹ نفر نیز در این سال زخمی شدهاند. بخش عمده این حملات
توسط بمبگذاران انتحاری گروههای طالبان و داعش انجام میشوند.
هم اکنون که صدمین سالروز استقلال
افغانستان تجلیل میشود هیچ نقطه ی در شهر کابل امن نیست.مساجد، دانشگاه ها، مراکز
تعلیمی، باشگاه های ورزشی، صالون های عروسی، حد اقل یک بار مورد حمله قرار گرفته
اند. در یک حمله انتحاری در یک هوتل عروسی فقط یک روز قبل از برگذاری جشن صد سالگی
استقلال افغانستان، بیشتر 250 نفر کشته و زخمی شده اند.
در تازه ترین ردهبندی که از سوی
انستیتوی صلح و اقتصاد منتشر شده که مقر آن در سیدنی استرالیاست جایگاه افغانستان
در فهرست امنترین کشورهای جهان سقوط کرده و در بین 163 کشور مقام 163 را بدست
آورد و به قعر جدول رسیده است.
اقتصاد: اقتصاد افغانستان بر اثر جنگهای چندین دهه از هم پاشیده بود. تا سالهای ۱۹۹۲میزان اقتصاد افغانستان تدریجاً
در حال نزول بود. تا آنکه از سال ۱۹۹۵الی ۲۰۰۱ اقتصاد این کشور در زمین فرورفت.
اقتصاد
افغانستان به میزان قابل توجه پس از سال ۲۰۰۲ به نسبت کمکهای بینالمللی ازدیاد یافت. ۶۷٪ بودجه عادی دولت و ۱۰۰٪ بودجه قوای مسلح از طریق همکاری کشورهای خارج بخصوص ایالات
متحده آمریکا پرداخته میشود. با قطع شدن چنین همکاری افغانستان وضع اقتصادی
بدی را سپری خواهد نمود. بنا بر گزارش بانک جهانی رشد اقتصادی افغانستان
در سال ۲۰۱۸ با کاهش یک درصد به پایین ترین حد از سال ۲۰۰۱ به این سو رسیده است. اقتصاد کنونی
افغانستان جایگاه 39 را در بین 40 کشور آسیایی و مقام 152 جهانی را دارد.
در
گزارش که در 11 حمل سال جاری (1398) توسط مرکز آمار افغانستان منتشر شد نشان میدهد
که نزدیک به ۵۲ درصد از جمعیت این کشور در
فقر همه جانبه به سر میبرند.
همچنان بانک جهانی که محیط تجارت و سرمایه
گذاری را در ۱۹۰ اقتصاد جهان مورد بررسی قرار داده است، در گزارش سالانه خود
گفته است که افغانستان در ردۀ ۱۸۳ و بدترین کشور آسیایی برای
تجارت و سرمایه گذاری می باشد.
دانش و سواد : متاسفانه واقعيتهاي عيني در کشور،
حاکي از وضعيت اسفبارو غير قابل انکار در ارتباط با بي سوادي است، چنانکه طبق آمار
رسمي سازمان ملل متحد در سال 1396 ، 66 درصد مردم افغانستان از سواد محروم اند و
34 درصد با سواد اند که بيشتر آنها تنها توانايي خواندن و نوشتن را دارند. همچنين
90 درصد زنان و 63 درصد مردان در روستاها و قريه جات بي سواد اند. در این
کشور تنها بیشتر از ۳۰ درصد افرادی که بیشتر از ۱۵ سال سن دارند، باسواد میباشند.
هم چنان به دلیل عدم تولید آثار علمى و محدویت در مراکز تحقیقی
تا کنون دانشگاههای افغانستان نتوانستند در فهرست 1000 دانشگاه برتر جهان راه
یابند.
با توجه به اين آمارافغانستان بدترين
وضعيت را سپري نموده و مدام درآتش سوزناک و خشن بي سوادي دست و پا مي زند.
قدرت نظامی: علیرغم مصرف میلیاردها دالر برای
ایجاد یک نیروی نظامی موثر در افغانستان، مبارزه در این کشور ادامه دارد و نیروی
نظامی افغانستان موفق به شکست دادن دشمنان خود نشده است.
بر اساس تازهترین
اطلاعات نشر شده توسط نهاد «گلوبال فایر پاور»ارتش افغانستان از
میان 137 ارتش دنیا در رده 74 قرار گرفته است.
افغانستان در سال 2018 در فهرست این نهاد در
رده 71 قرار داشت که با این حساب 3 پله سقوط کرده است.
صحت: با گذشت صد سال از استقلال افغانستان هم چنان با چالشهای دشوار صحی روبرو است
این کشور از نظر درجهبندی در میان کشورهای جهان
از نظر ارزیابی صحی بدترین حالت را دارا میباشد، به گونه ای که ۱۹۱ طفل زیر سن ۵ سال در هر ۱۰۰۰ طفل جان خود را از دست می دهد و نیز به همین ترتیب ۱۶۰۰ مادر در هر ۱۰۰۰۰۰ هنگام تولد فرزندان شان جان
خود را از دست می دهند. به اساس سروی صورت گرفته در سال 2014 ارقام بالا و نیز مرگومیر
حدود ۳۵ درصد تمام فوتی های کشور بخاطر مبتلا به بیماری های غیرساری میباشد.
افغانستان در رتبه 148 از نظر شاخص رفاه در جهان
موسسه تحقیقی لگاتوم در رتبهبندی سالانهاش
از میان ۱۴۹ کشور، افغانستان را پس از یمن در ردیف ۱۴۸ ام قرار داده و به خاطر عملکرد ضعیف در تمامی حوزههای مورد
مطالعه این پژوهش، دومین کشور نامرفه شناخته است. بر
اساس این تحقیق، افغانستان در حوزه آزادیهای فردی، آخرین کشور شده و در حوزههای
سرمایه اجتماعی، مصئونیت و امنیت و حکومتداری، تا رتبه پنج بدترین رتبه این موسسه
را اشغال کرده است.
سخن آخر:
جشن استقلال برای مردمی زیبنده است که بطور
کامل از وابسته گی های خارجی فارغ بوده و در تمامی ابعاد زندگی مستقل باشند. اگر
از آنهایی که استقلال را به یکدیگر مبارک باد میگویند بپرسید که آیا افغانستان هم
اکنون استقلال دارد؟ بدون شک نخواهند توانست قاطعانه پاسخ مثبت دهند.
۱۳۹۸/۰۵/۱۵
شیخ آصف محسنی کی بود؟
محمد آصف
محسنی فرزند محمد میرزا محسنی در ۵ ثور سال ۱۳۱۴ خورشیدی (اپریل ۱۹۳۶ میلادی) در
شهر قندهار افغانستان زاده شد.
![]() |
| شیخ آصف محسنی |
او تحصیلات ابتدایی را در قندهار شروع کرد و سپس در سال
۱۹۴۹ میلادی همراه با پدرش به پاکستان رفت و در شهر کویته پاکستان مرکز ایالت
بلوچستان زبان اردو را آموخت و تحصیلات خود را ادامه داد.
در سال ۱۳۳۰
خورشیدی کارمند اطاق تجارت قندهار شد اما برای فراگیری علوم دینی، این شغل را رها
کرد و به تحصیل پرداخت. سپس به ولسوالی (شهرستان) جاغوری رفت و به مدت یک سال در
یک حوزه علمیه ادبیات و منطق را فرا گرفت.
در سال
۱۳۳۲خورشیدی به نجف در عراق سفر کرد و در مدت دو و نیم سال دروس مذهبی سطوح در
آنجا به پایان برد.
آصف محسنی شاید
نخستین فرد در میان روحانیون شعیه افغانستان باشد که رسما لقب آیت الله را کسب کرده است.
درجه آیت الله در دانش های مذهبی مبتنی بر فقه جعفری عالی
ترین درجه است که روحانی برخوردار از آن حق اجتهاد و نوشتن رساله را برای پیروان
خود دارد.
محسنی به دنبال
کودتای کمونیستی هفت ثور افغانستان را ترک و به سوریه رفت و چند ماهی در شهر دمشق
به تدریس علوم حوزوی پرداخت.
او سپس به
ایران رفت و در ماه حمل سال ۱۳۵۷خورشیدی با جمعی از روحانیون افغانستان مقیم حوزه علمیه قم،
حزب حرکت اسلامی افغانستان را تشکیل داد. حزب حرکت اسلامی مجموعهای از گروههای
کوچکی بود که رهبری آنها را آقای محسنی در دست گرفت و عملا به جهاد علیه نیروهای
ارتش سرخ و حاکمیت طرفدار آن پیوست. با وجودی ماهیت شیعی حزب حرکت اسلامی او ارتباط خود را با
گروههای مجاهدین سنی مستقر در پیشاور نیز حفظ کرد اگرچه برخی این اقدام او را نمیپسندیدند. حزب
حرکت اسلامی به رهبری محسنی در بُعد نظامی بیش از ۱۰۰پایگاه نظامی در ۱۹ ولایت افغانستان ایجاد نموده و دهها هزار نیروی
مسلح را علیه قوای شوروی سابق سازماندهی و رهبری کرد.
او مخالفت
خود را با جنگ های داخلی افغانستان که میان گروه های مجاهدین در گرفت رسما اعلام
می کرد و تلاش هایی را هم به منظور آشتی دادن گروه های درگیر انجام داد که این
تلاش ها به نتیجه ای نرسید. بعد از تصرف افغانستان به وسیله گروه طالبان،
آقای محسنی کابل را ترک کرد و چند سالی مقیم شهر اسلام آباد پاکستان شد.
آصف محسنی دارای بیش از ۶۳ کتاب در امور مذهبی، سیاسی، فقه و… میباشد. مهمترین تالیفات وی از این قرارند:
قرآن یا سند اسلام
فوائد دین در زندگانی و عقاید اسلامی
اقتصاد معتدل
روح از نظر دین
عقل و علم روحی جدید
تقریب مذاهب از نظر تا عمل
روش جدید اخلاق اسلامی
توضیح المسایل طبی (پزشکی)
زن در شریعت اسلامی
جنگ در تاریکی (شیعه و سنی چه فرقی دارند)
مهدی موعد(عج)
تصویری از حکومت اسلامی در افغانستان
خواست شیعیان افغانستان
جوان و دوره جوانی
قضاء و شهادت
دین و اقتصاد
از مهمترین اقدامات وی در کابل، ساخت حوزه بزرگ علمیه خاتم النبیین، احداث دانشگاه خاتم النبیین، احداث شبکه تلویزیون تمدن، احداث شورای علمای شیعه افغانستان، احداث شورای اخوت اسلامی افغانستان و رسمیت مذهب جعفری در قانون اساسی افغانستان میباشد.
توضیح المسایل طبی (پزشکی)
زن در شریعت اسلامی
جنگ در تاریکی (شیعه و سنی چه فرقی دارند)
مهدی موعد(عج)
تصویری از حکومت اسلامی در افغانستان
خواست شیعیان افغانستان
جوان و دوره جوانی
قضاء و شهادت
دین و اقتصاد
از مهمترین اقدامات وی در کابل، ساخت حوزه بزرگ علمیه خاتم النبیین، احداث دانشگاه خاتم النبیین، احداث شبکه تلویزیون تمدن، احداث شورای علمای شیعه افغانستان، احداث شورای اخوت اسلامی افغانستان و رسمیت مذهب جعفری در قانون اساسی افغانستان میباشد.
آقای محسنی
عمدتا به دلیل موعظه ها و تاکیدش بر فراگیری دانش مدرن به وسیله زنان و مردان در
میان روحانیون افغانستان شهرت داشت و از طرفدارن مهم سیاست عدم تمایزهای ذاتی میان
مذهب تشیع و تسنن بود. او
همچنان به مبلغ اتحاد شیعه و سنی نیز معروف بود و از این رو در بین اهل تسنن
افغانستان نیز محبوبیت زیادی داشت.
محمد آصف محسنی در ۱۴ اسد ۱۳۹۸ در اثر بیماری در کابل درگذشت.
محمد آصف محسنی در ۱۴ اسد ۱۳۹۸ در اثر بیماری در کابل درگذشت.
۱۳۹۸/۰۳/۲۰
مسلمانان بی خدا
از آخرین پیام آسمان به زمین بیشتر از 1400 سال
می گذرد. چهارده قرن پیش خالق بشر و آفریننده هستی مجموعه کامل از دستورات و
رهنمایی خود را به همراه معرفی نامه خود و مخلوق خود به زمین فرستاد. و توسط
پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه وسلم برای جهانیان عرضه نمود. امروز این پیام و
مجموعه را بنام قرآن می شناسیم.
اکنون چهارده قرن پس از آن، اسلام بیشتر از 1.600.000
پیرو دارد. بهتر است بگویم نزدیک به دومیلیارد نفر که ادعا می کنند از قرآن و
اسلام پیروی می کنند. اما چیزی که تقریبا در زندگی هیچ مسلمانی وجود ندارد پیروی
از دستورات قرآن است. به یقین می توان گفت که در خانه هریک از مسلمانان عصر حاضر
یک نسخه از قرآن شریف با چاپ خوانا، صفحات مزین و منقش، جلد زیبا و در هفت پوش
وجود دارد و در بلند ترین مکان نگهداری میشود. اما بیش از 90 درصد مسلمانان قادر
به خواندن متن عربی آن نیستند و بیش از 99 درصد از مسلمانان معنی و مفهوم آیات و
نوشته های قرآن را نمی دانند.
به عنوان نمونه کشور که من در آن زندگی میکنم
بیشتر باشندگان آن مسلمان هستند. در اینجا مسلمان بودن تنها به نام است وهمه چیز
در گفتار خلاصه شده و کردار مسلمانان کاملا بر عکس است. هر چند نمیتوان بخش عبادات
اسلامی را در این قالب انداخت اما عبادت که باعث اصلاح فرد نشود به غیر از خسته گی
حاصل دیگری ندارد.
از گروه های تندروی اسلامی همانند طالب و داعش
شروع میکنم همان های که زیر بیرق اسلام و تحت شعار لا اله الا الله جان هزاران
انسان بی گناه را گرفتند و میگیرند. تمام گروه های اسلامی که در هر گوشه از ممالک
اسلامی فعالیت می کند بدون توحش، کشتار، قتل و غارت دستاورد دیگری ندارند. هر چند
این گروه ها توسط تعدادی از مسلمانان پذیرفته نشده اند و آنها را معرف مسلمانان
نمی دانند. اما بدون شک چه بپذیریم یا نه
آنها جزئی از جامعه مسلمانان امروزه هستند و با اینکه به خدا باوردارند و به گمان
خودشان برای خدا می جنگند اما خدا در زندگی شان وجود ندارد. قتل و کشتار در اسلام
جایی ندارد و صراحتا میتوان گفت که کلمه اسلام به معنی صلح بوده و جنگ از نظر
اسلام مردود است.
از این گروه ها که بگذریم و فرض کنیم که این ها
تعدادی از مسلمانان فریب خورده هستند، در خود جامعه مسلمانان هم لایتناهی حوادث و
اتفاقات به وقوع می پیوندد که از یک خداباور انتظار نمی رود.
ترتیب این مقاله مصادف است با 23 روز از رمضان
سال 1440 هجری قمری. در اسلام ماه رمضان ماه عبادت و خدا ترسی است. روز ها روزه
گرفتن و شبها نماز خواندن.
اما در کشور من ماه رمضان فقط در روزه و نماز
خلاصه میشود. از تورم 50 درصدی و افزایش قیمت ها در ماه رمضان که بگذریم. و
اگربرخورد های خشن و چهره های افسرده مسلمان را در نظر نگیریم شاهد حوادث هستیم که
انسان را متحیر میسازد. و بدون شک از خود خواهد پرسید چگونه ممکن است کسی که بخدا
باورد دارد دست به همچنین کاری بزند.
در جریان ماه رمضان کنونی در کشور منفور که من زندگی میکنم و در مدت کمتر از بیست روز:
در جریان ماه رمضان کنونی در کشور منفور که من زندگی میکنم و در مدت کمتر از بیست روز:
-
قتل عام یک خانواده هفت نفری به شمول دو کودک و یک خانم حامله در شهر کابل
-
تجاوز گروهی هشت نفری بر یک خانم قابله در سمنگان در حضور پدر و همسرش
-
ترور یک خانم خبر نگار در شهر کابل
-
و ...
اگر اتفاقات فوق را حوادث عادی بخوانید و مدعی
شوید که ممکن است چنین موضوعات در هر اجتماعی رخ دهد. چگونه میتوان فساد مالی و
گسترده در ادارات و دفاتر حکومتی را خدا باورانه جلوه داد. کارمندان مرتشی وفاسد
این ادارات در اجتماع مسلمانان زندگی می کنند و جزئی از آن هستند. آیا کسی که خدا
را باور دارد و می داند که روزی به نزد خالق خود ایستاده خواهد شد و از او در مورد
آنچه انجام داده است پرسیده خواهد شد دست به رشوت می زند؟ قطعا نه . پس وجود فساد
نشان می دهد که خدا فقط در زبان و گفتار مردم ما بوده و در قلب شان وجود ندارد.
از فساد اخلاقی چی؟ تجاوز جنسی بر دختران
فوتبالیست افغانستان در این اواخر خبر ساز شد. و کمی پس از آن رسوایی ارگ که
تعدادی مدعی شدند بهترین وسیله و مهارت برای استخدام خانم ها در ارگ ریاست جمهوری
افغانستان استفاده از پائین تنه است.
آیا فکر میکنید که مسلمانی که از خدا میترسد و
خدا در زندگی او وجود دارد دست به فحشا و
زنا میزند؟ بدون شک نه
موارد همچون دروغ های خورد و کوچک از سیاسیون
گرفته تا افراد عادی، تهمت های بزرگ از رسانه های صوتی تصویری شروع تا شبکه های
اجتماعی، اسراف، خودنمائی، کمک و پشتیبانی از ظالم، قمار، سودخواری، و ... اعمالی
هستند که از طرف اسلام نکوهش شده و شخص مسلمان مامور است تا از انجام آن بپرهیزد.
اما اینگونه نیست تمامی این موارد و حتی بیشتر از آن در اجتماع مسلمانان و حتی به
مراتب بیشتر از ممالک غیر اسلامی وجود دارد.
با همه اینها چگونه میتوان مدعی شد که خدا در
زندگی مسلمان وجود دارد. شخص مسلمان نه در گفتار، بلکه درکردار خود از خدا میترسد
و اورا حاضر و ناظر میداند.
اشتراک در:
پستها (Atom)


