سخن روز

۱۳۹۷/۱۲/۲۲

خشونت علیه زنان توسط زنان


 
خشونت علیه زنان توسط زنان

خشونت علیه زنان از مسایل مهم اجتماعی است که با وجود پیشرفت‌های فرهنگی و فکری در بیشتر کشورها حتا کشورهای توسعه‌یافته و دموکراتیک نیز مشاهده می‌شود. مساله خشونت شاید از مهیب‌ترین پدیده‌هایی است که زنان را در افغانستان تهدید می‌کند. خصوصا در سال‌های اخیر این مساله به‌شدت در حال گسترش است.
 بنابر تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO)، خشونت به استفاده عمدی از نیروی فزیکی یا قدرت، تهدید و یا تمایل به استفاده از آن علیه خود یا دیگری، ‌گروه یا جامعه اطلاق می‌شود که موجب بروز آسیب، مرگ،‌ یا آسیب‌های روانی، ضعف رشد یا انواع محرومیت‌ها می‌شود. در اعلامیه محو خشونت علیه زنان مجمع عمومی سازمان ملل به سال ۱۹۹۳ خشونت علیه زنان به‌معنای هر عمل خشونت‌آمیز مبتنی بر جنسیت تعبیر شده است که سبب بروز یا احتمال آسیب‌های روانی، جسمانی، جنسی و یا آزار و رنج زنان از جمله تهدید به انجام چنین اعمالی یا محدودیت‌های اجباری و یا اختیاری از آزادی در زندگی عمومی یا زندگی خصوصی می‌شود.
خشونت علیه زنان در دسته های گوناگون تقسیم بندی می شوند:
·         خشونت فزیکی (قتل، آتش زدن، لت و کوب، مجروح کردن، کار اجباری، قطع اعضای بدن)،
·         خشونت جنسی (تجاوز جنسی، لواط، روابط نامعمول جنسی، توهین و تحقیر و بی حرمتی جنسی، روسپی گری اجباری، سقط جنین، اجبار به تماشای فیلم های مستهجن، اجبار به روابط زن و شوهری، ارتباط نامشروع شوهر با دیگران، بارداری اجباری و... )،
·         خشونت اقتصادی (عدم تامین نفقه، ممانعت از حق کار، منع تصرف در ارث، نپرداختن مهریه و...)،
·            خشونت لفظی و روانی (تحقیر، دشنام دادن، تهدید، تهمت زدن، انزوای اجباری و ...)،
خشونت علیه زنان محصول ارزش‌های پدرسالاری و توزیع نابرابر جنسیتی قدرت در خانواده و جامعه است. و زمانی اتفاق می‌افتد که مردان علیه اقتدار مردانه خود وارزش‌های پدرسالاری تهدید احساس کنند. 
بانک جهانی در سال ۱۹۹۳ میلادی اعلام کرد که تجاوز و خشونت خانگی موجب از دست رفتن ۵ درصد (۲.۵ سال) از سال‌های زندگی در زنان ۴۲ – ۱۵ ساله می‌شود. در امریکا هر ۱۸ دقیقه یک زن مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد، به‌طوری که علت مراجعه ۲۲ تا ۳۵ درصد زنان به بخش‌های عاجل درمانگاه‌ها، خشونت خانگی است.۳۰ – ۲۵  درصد زنان امریکایی، مورد آ‌زار جسمی شوهران خود قرار می‌گیرند. ۲۵ – ۱۵ درصد این زنان حتا در هنگام بارداری نیز، مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. ۶۲ درصد از مقتولان زن در سال ۱۹۸۷ میلادی در کانادا توسط شوهران خود کشته شده‌اند. ۴۱ درصد زنان هند بر اثر آزار جسمی شوهران خود، دست به خودکشی می‌زنند.
مجتمع جامعه مدنی افغانستان که درباره خشونت‌های خانوادگی در افغانستان تحقیق کرده است، افزوده که نزدیک به ۸۰ درصد مردان افغانستان علیه زنان شان خشونت خانوادگی مرتکب می‌شوند.
همواره هنگام شنیدن کلمه خشونت علیه زنان به فضای مردانه و خشونت از جانب مردان توجه می‌شود، درحالی‌که بعد مخفی خشونت علیه زنان توسط زنان صورت می‌گیرد. یکی از مصادیق خشونت زنان علیه زنان در سطح جامعه، برخوردهای نامساوی و تبعیض‌آمیز مادر شوهر، خواهر شوهر و غیره اعضای خانم خانواده شوهر است.
میزان زیادی از خشونت علیه زنان خصوصا خشونت لفظی و روانی توسط مادر شوهر انجام میشود. تحقیر، دشنام دادن، تهدید به ازدواج دوباره همسر زن، بارداری اجباری و موارد دیگر از نمونه های بارز آن است. همچنان دربیشترین موارد انگیزه خشونت های فزیکی و اقتصادی توسط مادر شوهر و خواهر شوهر بوجود می آید. گرچه آمار دقیقی از میزاین این نوع خشونت ها که توسط اقوام شوهر صورت گرفته وجود ندارد اما با بررسی پرونده های خشونت میتوان به آسانی به این نکته پی برد که در جامعه افغانی عامل و انگیزه قسمت زیادی از خشونت علیه زنان خود زنان هستند.

۱۳۹۷/۱۲/۲۰

اتحاد گرگ و چوپان، سرنوشت گوسفندان چه خواهدشد.


گوسفندی که از مذاکره گرگ خشنود میشود به مرگ خودش خندیده است. 

داستان از کجا شروع شد؟ 
جنگ های تنظیمی در میان سران مجاهدین هر روز کشته می گرفت. مردم افغانستان در انتظار یک ناجی بودند و مهم نبود که این ناجی کی و از کجا باشد. جمعیت العلمای اسلام پاکستان به رهبری مولوی فضل الرحمن و به حمایت سازمان استخباراتی این کشور تحریک طالبان را که متشکل از دانشجویان تندرو علوم اسلامی و عموما از ساکنین اطراف و قریه جات افغانستان بودند را غرض خلع سلاح مجاهدین  و گروه های درگیر، و برگشتاندن افغانستان به حالت عادی به این کشور فرستاد. در آغاز قرار بر این بود که این گروه به عنوان یک نهضت فقط تشنجات موجوده را آرام نموده و گروه های مسلح در گیر را خلع سلاح کند و از تشکیل این گروه به عنوان سازمان سیاسی و یا دولت حاکم بر افغانستان هیچ سخنی به میان نیامده بود.
ظهور این گروه که اکثریت آن را جوانان پشتون تشکیل داده بود مورد مخالفت پشتون ها واقع نشد و از طرف دیگر دولت آن زمان به رهبری برهان الدین ربانی به این تصور که گروه طالبان تنها در آرام کردن اغتشاشات سهم خواهند گرفت و علیه دولت جبهه نمی گیرند به آنها کمک مالی و نظامی کرد.
هرات در ۴ سپتامبر ۱۹۹۵ و کابل و در ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ بدست طالبان افتاد.
طالبان متعصب دچار افراط در احکام اسلامی شدند و حکومت شان بیشتر سبب انحراف جامعه شد تا اصلاح آن. در دوره حکومت طالبان افغانستان لانه امن برای تمامی تروریستان جهان اسلام بود. القاعده، شبکه حقانی، امارت قفقاز، لشکر جهنگوی چچن، حرکت اسلامی ازبکستان، نهضت اسلامی تاجکستان و ده ها شبکه و حرکت دیگر در این کشور پایگاه رسمی داشتند. البته هدف واحد همه شان تشکیل یک نیروی بزرگ و جهان شمول جهت گسترش عقاید افراطی شان بود.
در ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی پس از حمله القاعده به برج های تجارت جهانی در شهر نیویورک که سبب کشته شدن حدود سه هزار نفر شد امریکا از طالبان خواست تا اسامه بن لادن، رهبر گروه القاعده را به این کشور تحویل دهند. کاری که طالبان از انجام آن سر باز زدند.
سر انجام دولت امارتی طالبان در ۷ اکتوبر سال ۲۰۰۱ میلادی با حمله نظامی امریکا به افغانستان از هم پاشید و پس از آن حکومت موقت به رهبری حامد کرزی و در ادامه آن دولت انتخابی دراین کشور تشکیل شد.

چوپان و گوسفندان
اختلافات انتخاباتی سال ۲۰۱۴ میان اشرف غنی و داکتر عبدالله عبدالله سبب شد تا امریکا مداخله بیشتر در ساختار سیاسی دولت افغانستان داشته باشد. داکتر عبدالله نتیجه انتخابات سال ۲۰۱۴ که در آن اشرف غنی کاندیده برنده اعلان شده بود را نپذیرفت و این سبب شد که کشمکش ها بین سران حکومت و چند دسته گی در بین سیاسیون اوج گیرد. در نتیجه افغان ها نتوانستند اختلافات پیش آمده را حل کنند و نهایتا به پیشنهاد جان کری وزیر خارجه وقت ایالات متحده امریکا دولت وحدت ملی تشکیل شد.
این واقعه ثابت ساخت که افغان ها خود همت و عرضه حل مشکلات خود را نداشتند و در حالیکه مردم افغانستان گوسفند گونه قضایا را می دیدند امریکا به مثابه چوپان بزرگ نگهبان شان را تعیین کرد. عنصر که شما خود جایگاه آنرا در ساختار گله و گوسفند مشخص خواهید کرد.

ظهور گرگ ها
طالبان در سال ۲۰۰۶ دوباره اعلان موجودیت کردند و از مخالفت شان با دولت افغانستان پرده برداشتند. این گروه به حمایت کشورهای عربی و پاکستان در خلال این چند سال توانستند از تشنجات داخلی در داخل حکومت افغانستان سود کافی ببرند و به سرباز گیری بپردازند.
طالبان در طول این سالها به مثابه گرگ های درنده به حملات مسلحانه، حمله های انتحاری و جنگ با دولت و مردم افغانستان پرداختند و در نتیجه این جنگ ها تا کنون جان بیشتر از ۵۰۰۰۰۰ نفر که زیاد تر شان افراد ملکی بودند را گرفتند.
دولت افغانستان از سال ۲۰۱۲ به اینسو مرتبا طالبان را به میز گفتگو و  صلح دعوت می کند. پیشنهادی که اوایل مورد قبول این گروه واقع نشد. ولی در دو سال اخیر این گروه حاضر به گفتگو شدند. گفتگوی که نه با دولت افغانستان بلکه با ایالات متحده امریکا انجام خواهد شد.

اتحاد گرگ و چوپان
سر انجام گفتگو های صلح بین امریکا و طالبان با گشایش دفتر طالبان در دوحه قطر آغاز شد. اکنون ۱۴ روز از پنجمین دور گفتگوهای صلح بین امریکا و طالبان که از تاریخ ۶ حوت ۱۳۹۷ آغاز شده است میگذرد. این گفتگو ها پشت درهای بسته انجام میشود و از مواد آن کسی آگاه نیست. به گمان اغلب جنایتکارانی که باعث قتل هزاران شهروند بی گناه این کشور شده اند، میلیون های طفل را یتیم، هزاران مادر را بی فرزند و... که می بایست محاکمه گردند و به کیفر جنایات خود برسند، نه تنها بخشیده خواهند شد بلکه امتیازهای بزرگی را نیز خواهند گرفت. به تعقیب آن دستاورد های کوچکی همچون آزادی رسانه ها، مبارزه با تروریزم و مواد مخدر، رشد اقتصادی، گسترش مراکز تحصیلی و تعلیمی و ... که در خلال این چند سال بدست آمده است نیز پایمال خواهد شد.
توبه گرگ مرگ است.

با نتیجه گیری ساده می توان دریافت که امریکا در جایگاه چوپان گله و طالبان به مثابه گرگ های خونخوار این مرز و بوم در حال معامله هستند. و غیر از مردم افغانستان چی کسی میتواند قربانی این معاملات باشد؟

توبه گرگ مرگ است و گوسفندی که از مذاکره گرگ خشنود میشود به مرگ خودش خندیده است.


۱۳۹۷/۱۲/۱۶

G4S کیست و در افغانستان چه وظیفه دارد؟


جی ۴ اس


انفجار موتر بمبگذاری شده شامگاه چهارشنبه ۷ قوس ۱۳۹۷ در ناحیه نهم شهر کابل روی داد و پس از آن، صدای تیراندازی شنیده شده است. وزارت صحت افغانستان می‌گوید دست کم ۱۱ نفر در این انفجار و تیراندازی زخمی شدند. سخنگوی وزارت داخله افغانستان در گفتگو با خبرگزاری فرانسه ( AFP) تایید کرد که هدف حمله، مقر شرکت بریتانیایی  G4S بوده است. 
اما G4S کیست و در افغانستان چه وظیفه دارد؟
جی۴اس G4S‌ شرکت خدمات امنیتی بریتانیایی و چندملیتی است، که دفتر مرکزی آن، در شهر کراولی، انگلستان قرار دارد.
این شرکت در ۱۲۵ کشور جهان، دارای عملیات است. شرکت جی۴اس با در اختیار داشتن ۶۵۷ هزار پرسنل، سومین کارفرمای بزرگ خصوصی جهان، پس از شرکت‌های وال ‌مارت و فاکس ‌کان می‌باشد. شرکت جی فور اس در لیست 100 شرکت برتر بورس لندن قرار دارد. هم چنین بخشی از سهام این شرکت در بازار بورس کوپنهاگ قرار دارد. گردش مالی این شرکت در سال 2013 معادل با 7.4 میلیارد دالر بوده است. از لحاظ تعداد کارمندان نیز یکی از بزرگترین کارمندان شرکت های حاضر در بورس لندن را دارا است. شرکت جی فور اس از ادغام میان دو شرکت سکیوریتور و گروپ فور فلک در جولای 2004 تشکیل شد. اداره مرکزی و کمیته اجرایی نیز در شهر کراولی در بریتانیا واقع شده است
این شرکت همچنین دارای بزرگترین یگان نیروهای مسلح خصوصی جهان می‌باشد، که برای نمونه مسئولیت اصلی امنیت بازی‌های المپیک ۲۰۱۲ لندن را بر عهده داشت. 
شرکت جی۴اس علاوه بر حضور در مناطق جنگی و عرضه خدمات امنیتی در مناطق بحران زده، طراحی، ساخت و اداره زندان‌ها، تدارک مراکز پلیس و قرارگاه‌های پناهندگان را در ۱۲۵ کشور جهان، بر عهده دارد.
این سازمان، خدمات مختلفی در عرصه امنیت و خدمات مرتبط مانند نگهبانی، محصولات و سیستم های امنیتی، خدمات نقدی، خدمات آمبولانسی، آتش نشانی، آموزش، مدیریت تاسیسات، سربازگیری، خدمات نظارتی و واکنشی ارائه می دهد.
این گروه خدمات و سیستم های امنیتی برای مشتریانش در سرتاسر دنیا فراهم می کند، مشتریانی چون: وزارت خانه ها، ماموریت های دیپلماتیک، موسسات مالی و بانکی، بخش های نفتی و شیمیایی، صنعت حمل و نقل و هوانوردی و مجموعه بزرگی از سازمان های تجاری. 
همچنین عربستان سعودی تامین امنیت برنامه سالیانه مناسک حج در مکه را در چند سال گذشته در اختیار این شرکت قرار داده است.

۱۳۹۷/۱۲/۱۵

صبغت الله مجددی کی بود؟



صبغت‌الله مجددی متولد سال ۱۳۰۵ خورشیدی سیاستمدار، جنگ‌سالار و فقیه اهل افغانستان بود.او بعد از اکمال دوره ثانوی در مکتب حبیبیه و کسب مبادی علوم اسلامی به صورت تعلیمات خصوصی، وارد دانشگاه الازهر مصر در قاهره شد و تحصیلات عالی خود را در رشته حقوق و فقه اسلامی تا سطح فوق لسانس با کسب درجه « شرف» به پایان رساند. او از سال ۲۰۰۵ تا سال ۲۰۱۱ رئیس مجلس سنای افغانستان و در سال ۲۰۰۳ رئیس لویه جرگه تصویب‌کننده قانون اساسی افغانستان بود.
مجددی در جریان جنگ شوروی در افغانستان از رهبران مجاهدین افغان بود و در سال ۱۳۵۷ جبهه ملی نجات را برای مبارزه با حکومت کمونیستی افغانستان بنیان گذاشت.
پروفسور مجددی ، در شورای عمومی مشورتی ای که از طرف احزاب مجاهدین در راولپندی پاکستان دایر گردیده بود، به تاریخ ۳ حوت ۱۳۶۸ هجری شمسی مطابق ۲۳ فبروری ۱۹۸۹ به حیث رئیس جمهور دولت عبوری اسلامی افغانستان انتخاب شد. مجددی در این مقام برای سه سال باقی ماند تا زمانی که رهبران اتحاد هفتگانه ی مجاهدین مستقر در پاکستان بار دیگر به اساس موافقتنامه ی چهارم ثور سال۱۳۷۱هجری شمسی مطابق ۲۴ اپریل برای مدت دو ماه او را به عنوان رئیس ممثل دولت اسلامی مجاهدین، انتخاب کردند.
او همچنین از مشایخ بزرگ طریقت نقشبندیه و منتسب به شیخ احمد سرهندی معروف به مجدد الف ثانی می‌باشد. مجددی در بخش فلسفه اسلامی از شهرت بسزائی در کشورهای اسلامی برخوردار است و از این رو در بسی جلسات و کنفرانس های اسلامی در عربستان سعودی در سال ۱۹۷۲، لیبیا در سال ۱۹۷۳، انگلستان ۱۹۷۶و ۱۹۷۷ و ۱۹۷۹، ایالات متحده آمریکا ۱۹۷۸، کاگاره ۱۹۷۹ و دیگر اشتراک نموده است.
صبغت الله مجددی روز دوشنبه ۲۲ دلو ۱۳۹۷ هجری خورشید به عمر ۹۳ سالگی در گذشت.
محمد اکرام اندیشمند در کتاب ‹امریکا در افغانستان› نوشته است: بر اساس توافق که بین مجاهدین و آی اس آی در سال ۱۹۸۷ میلادی انجام شده بود فیصدی تخصیص صبغت الله مجددی از مجموع سلاح ها و مهمات امریکایی ۳ تا ۵ فیصد بود که توسط آی اس آي بین احزاب و رهبران مجاهدین توزیع می شد.
رنگین دادفر اسپنتا در جلد دوم کتاب ‹سیاست افغانستان، روایتی از درون› مبحث راز های خطرناک استخباراتی نوشته است که (صبغت الله مجددی آسان خرید و فروش میشد). 


سپنتا همچنین در این کتاب نگاشته است: "سفارت امریکا در کابل، برای من و مجددی صاحب دو میلیون دالر می‌داد تا کرزی را برای امضای توافق نامه راضی بسازیم، من نگرفتم ولی مجددی صاحب پول را گرفت".

جنرال بوریس گروموف آخرین سرباز شوروی بود که افغانستان را ترک کرد



روز چهارشنبه ۱۵ فبروی سال ۱۹۸۹ میلادی برابر با ۲۶ دلو ۱۳۶۷ هجری خورشیدی ساعت ۱۱:۵۵ دقیقه به وقت محلی و ۹ ماه بعد از اجرای معاهده ژنو، جنرال بوریس وسیولودوویچ گروموف،، فرمانده فرقه (لشکر) چهلم ارتش شوروی آخرین سرباز شوروی بود که با عبور از پل حیرتان بر فراز رودخانه آمو میان افغانستان و ازبکستان پایان روند خروج نیروهای کشورش را از افغانستان رسماً اعلام کرد و به اشغال ۹ ساله افغانستان پایان داد.
معاهده ژنو میان وزرای خارجه پاکستان افغانستان شوروی و امریکا در ۱۴ اپریل ۱۹۸۸ ثور ۱۳۶۷ به امضا رسید و در ۱۵ ماه می ۱۹۸۸ با خروج ۱۰ افسر سازمان ملل از شهر جلال آباد در شرق افغانستان وارد مرحله اجرا گردید.
نخستین سربازان شوروی به گونه رسمی در ششم جدی ۱۳۵۸ سوار بر تانک های غول پیکر افغانستان را اشغال کرده بودند. شمار سربازان شوروی در افغانستان تا بیش از ۱۱۰ هزار تن رسید و جنگ های سختی را با گروه های مجاهدین تجربه کردند. در کل ۶۰۰ هزار سرباز شوروی در جریان ۹ سال جنگ افغانستان - شوروی، سهم گرفتند
تلفات و ضایعات قوای شوروی را این ارقام بیان میکند.
۱۴۴۵۳ نفرکشته که ۱۳۸۳۳ نفر از ارتش ،۵۷۲ نفر از کی جی بی ،۲۸ نفراز وزارت داخله و ۶۶۴ نفر مشاورین ومترجمان بودند.
تعداد مجروحین به ۴۹۹۸۳ نفر می رسید که ۳۸۶۱۴ نفر آن بهبود یافتند و ۶۶۶۹ نفر معیوب باقی ماندند ۳۳۰ نفر مفقود الاثر شدند.
تعداد وسایل وسایط نظامی تخریب شده که شامل انواع هواپیماها، تانگ، و وسایل زرهی میشد به این شرح بود:
۱۰۳ فروند هواپیمای بم افگن ، شکاری و ترانسپورتی ،۳۱۷ فروند هلیکوبتر
۱۴۷ دستگاه تانگ ، ۱۳۱۴ دستگاه نفربر ها و موتر زرهی ، ۴۳۳ دستگاه توپ وهاوان، ۱۱۳۰۹ وسایل انجنیری، ۱۱۳۶۹ دستگاه مخابراتی و ۱۱۳۸ دستگاه قوماندانی
بوریس گروموف فرمانده نیروهای شوروی در افغانستان گفته است که اشغال افغانستان "اشتباه" بود و هیچ چیزی را حل نکرد.