سخن روز

۱۳۹۸/۰۵/۱۵

شیخ آصف محسنی کی بود؟

محمد آصف محسنی فرزند محمد میرزا محسنی در ۵ ثور سال ۱۳۱۴ خورشیدی (اپریل ۱۹۳۶ میلادی) در شهر قندهار افغانستان زاده شد.
شیخ آصف محسنی
او تحصیلات ابتدایی را در قندهار شروع کرد و سپس در سال ۱۹۴۹ میلادی همراه با پدرش به پاکستان رفت و در شهر کویته پاکستان مرکز ایالت بلوچستان زبان اردو را آموخت و تحصیلات خود را ادامه داد.
در سال ۱۳۳۰ خورشیدی کارمند اطاق تجارت قندهار شد اما برای فراگیری علوم دینی، این شغل را رها کرد و به تحصیل پرداخت. سپس به ولسوالی (شهرستان) جاغوری رفت و به مدت یک سال در یک حوزه علمیه ادبیات و منطق را فرا گرفت.
در سال ۱۳۳۲خورشیدی به نجف در عراق سفر کرد و در مدت دو و نیم سال دروس مذهبی سطوح در آنجا به پایان برد.
آصف محسنی شاید نخستین فرد در میان روحانیون شعیه افغانستان باشد که رسما لقب آیت الله را کسب کرده است.
درجه آیت الله در دانش های مذهبی مبتنی بر فقه جعفری عالی ترین درجه است که روحانی برخوردار از آن حق اجتهاد و نوشتن رساله را برای پیروان خود دارد.
محسنی به دنبال کودتای کمونیستی هفت ثور افغانستان را ترک و به سوریه رفت و چند ماهی در شهر دمشق به تدریس علوم حوزوی پرداخت.
او سپس به ایران رفت و در ماه حمل سال ۱۳۵۷خورشیدی با جمعی از روحانیون افغانستان مقیم حوزه علمیه قم، حزب حرکت اسلامی افغانستان را تشکیل داد. حزب حرکت اسلامی مجموعه‌ای از گروه‌های کوچکی بود که رهبری آنها را آقای محسنی در دست گرفت و عملا به جهاد علیه نیروهای ارتش سرخ و حاکمیت طرفدار آن پیوست. با وجودی ماهیت شیعی حزب حرکت اسلامی او ارتباط خود را با گروه‌های مجاهدین سنی مستقر در پیشاور نیز حفظ کرد اگرچه برخی این اقدام او را نمی‌پسندیدند. حزب حرکت اسلامی به رهبری محسنی در بُعد نظامی بیش از ۱۰۰پایگاه نظامی در ۱۹ ولایت افغانستان ایجاد نموده و ده‌ها هزار نیروی مسلح را علیه قوای شوروی سابق سازماندهی و رهبری کرد.

او مخالفت خود را با جنگ های داخلی افغانستان که میان گروه های مجاهدین در گرفت رسما اعلام می کرد و تلاش هایی را هم به منظور آشتی دادن گروه های درگیر انجام داد که این تلاش ها به نتیجه ای نرسید. بعد از تصرف افغانستان به وسیله گروه طالبان، آقای محسنی کابل را ترک کرد و چند سالی مقیم شهر اسلام آباد پاکستان شد.

آصف محسنی دارای بیش از ۶۳ کتاب در امور مذهبی، سیاسی، فقه و… می‌باشد. مهم‌ترین تالیفات وی از این قرارند:
قرآن یا سند اسلام
فوائد دین در زندگانی و عقاید اسلامی
اقتصاد معتدل
روح از نظر دین
عقل و علم روحی جدید
تقریب مذاهب از نظر تا عمل
روش جدید اخلاق اسلامی
توضیح المسایل طبی (پزشکی)
زن در شریعت اسلامی
جنگ در تاریکی (شیعه و سنی چه فرقی دارند)
مهدی موعد(عج)
تصویری از حکومت اسلامی در افغانستان
خواست شیعیان افغانستان
جوان و دوره جوانی
قضاء و شهادت
دین و اقتصاد


از مهم‌ترین اقدامات وی در کابل، ساخت حوزه بزرگ علمیه خاتم النبیین، احداث دانشگاه خاتم النبیین، احداث شبکه تلویزیون تمدن، احداث شورای علمای شیعه افغانستان، احداث شورای اخوت اسلامی افغانستان و رسمیت مذهب جعفری در قانون اساسی افغانستان می‌باشد.
آقای محسنی عمدتا به دلیل موعظه ها و تاکیدش بر فراگیری دانش مدرن به وسیله زنان و مردان در میان روحانیون افغانستان شهرت داشت و از طرفدارن مهم سیاست عدم تمایزهای ذاتی میان مذهب تشیع و تسنن بود. او همچنان به مبلغ اتحاد شیعه و سنی نیز معروف بود و از این رو در بین اهل تسنن افغانستان نیز محبوبیت زیادی داشت.
محمد آصف محسنی در ۱۴ اسد ۱۳۹۸ در اثر بیماری در کابل درگذشت.



۱۳۹۸/۰۳/۲۰

مسلمانان بی خدا


از آخرین پیام آسمان به زمین بیشتر از 1400 سال می گذرد. چهارده قرن پیش خالق بشر و آفریننده هستی مجموعه کامل از دستورات و رهنمایی خود را به همراه معرفی نامه خود و مخلوق خود به زمین فرستاد. و توسط پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه وسلم برای جهانیان عرضه نمود. امروز این پیام و مجموعه را بنام قرآن می شناسیم.
اکنون چهارده قرن پس از آن، اسلام بیشتر از 1.600.000 پیرو دارد. بهتر است بگویم نزدیک به دومیلیارد نفر که ادعا می کنند از قرآن و اسلام پیروی می کنند. اما چیزی که تقریبا در زندگی هیچ مسلمانی وجود ندارد پیروی از دستورات قرآن است. به یقین می توان گفت که در خانه هریک از مسلمانان عصر حاضر یک نسخه از قرآن شریف با چاپ خوانا، صفحات مزین و منقش، جلد زیبا و در هفت پوش وجود دارد و در بلند ترین مکان نگهداری میشود. اما بیش از 90 درصد مسلمانان قادر به خواندن متن عربی آن نیستند و بیش از 99 درصد از مسلمانان معنی و مفهوم آیات و نوشته های قرآن را نمی دانند.
به عنوان نمونه کشور که من در آن زندگی میکنم بیشتر باشندگان آن مسلمان هستند. در اینجا مسلمان بودن تنها به نام است وهمه چیز در گفتار خلاصه شده و کردار مسلمانان کاملا بر عکس است. هر چند نمیتوان بخش عبادات اسلامی را در این قالب انداخت اما عبادت که باعث اصلاح فرد نشود به غیر از خسته گی حاصل دیگری ندارد.
از گروه های تندروی اسلامی همانند طالب و داعش شروع میکنم همان های که زیر بیرق اسلام و تحت شعار لا اله الا الله جان هزاران انسان بی گناه را گرفتند و میگیرند. تمام گروه های اسلامی که در هر گوشه از ممالک اسلامی فعالیت می کند بدون توحش، کشتار، قتل و غارت دستاورد دیگری ندارند. هر چند این گروه ها توسط تعدادی از مسلمانان پذیرفته نشده اند و آنها را معرف مسلمانان نمی دانند. اما بدون شک  چه بپذیریم یا نه آنها جزئی از جامعه مسلمانان امروزه هستند و با اینکه به خدا باوردارند و به گمان خودشان برای خدا می جنگند اما خدا در زندگی شان وجود ندارد. قتل و کشتار در اسلام جایی ندارد و صراحتا میتوان گفت که کلمه اسلام به معنی صلح بوده و جنگ از نظر اسلام مردود است.
از این گروه ها که بگذریم و فرض کنیم که این ها تعدادی از مسلمانان فریب خورده هستند، در خود جامعه مسلمانان هم لایتناهی حوادث و اتفاقات به وقوع می پیوندد که از یک خداباور انتظار نمی رود.
ترتیب این مقاله مصادف است با 23 روز از رمضان سال 1440 هجری قمری. در اسلام ماه رمضان ماه عبادت و خدا ترسی است. روز ها روزه گرفتن و شبها نماز خواندن.
اما در کشور من ماه رمضان فقط در روزه و نماز خلاصه میشود. از تورم 50 درصدی و افزایش قیمت ها در ماه رمضان که بگذریم. و اگربرخورد های خشن و چهره های افسرده مسلمان را در نظر نگیریم شاهد حوادث هستیم که انسان را متحیر میسازد. و بدون شک از خود خواهد پرسید چگونه ممکن است کسی که بخدا باورد دارد دست به همچنین کاری بزند.
در جریان ماه رمضان کنونی در کشور منفور که من زندگی میکنم و در مدت کمتر از بیست روز:
-          قتل عام یک خانواده هفت نفری به شمول دو کودک و یک خانم حامله در شهر کابل
-          تجاوز گروهی هشت نفری بر یک خانم قابله در سمنگان در حضور پدر و همسرش
-          ترور یک خانم خبر نگار در شهر کابل
-          و ...
اگر اتفاقات فوق را حوادث عادی بخوانید و مدعی شوید که ممکن است چنین موضوعات در هر اجتماعی رخ دهد. چگونه میتوان فساد مالی و گسترده در ادارات و دفاتر حکومتی را خدا باورانه جلوه داد. کارمندان مرتشی وفاسد این ادارات در اجتماع مسلمانان زندگی می کنند و جزئی از آن هستند. آیا کسی که خدا را باور دارد و می داند که روزی به نزد خالق خود ایستاده خواهد شد و از او در مورد آنچه انجام داده است پرسیده خواهد شد دست به رشوت می زند؟ قطعا نه . پس وجود فساد نشان می دهد که خدا فقط در زبان و گفتار مردم ما بوده و در قلب شان وجود ندارد.
از فساد اخلاقی چی؟ تجاوز جنسی بر دختران فوتبالیست افغانستان در این اواخر خبر ساز شد. و کمی پس از آن رسوایی ارگ که تعدادی مدعی شدند بهترین وسیله و مهارت برای استخدام خانم ها در ارگ ریاست جمهوری افغانستان استفاده از پائین تنه است.
آیا فکر میکنید که مسلمانی که از خدا میترسد و خدا  در زندگی او وجود دارد دست به فحشا و زنا میزند؟ بدون شک نه
موارد همچون دروغ های خورد و کوچک از سیاسیون گرفته تا افراد عادی، تهمت های بزرگ از رسانه های صوتی تصویری شروع تا شبکه های اجتماعی، اسراف، خودنمائی، کمک و پشتیبانی از ظالم، قمار، سودخواری، و ... اعمالی هستند که از طرف اسلام نکوهش شده و شخص مسلمان مامور است تا از انجام آن بپرهیزد. اما اینگونه نیست تمامی این موارد و حتی بیشتر از آن در اجتماع مسلمانان و حتی به مراتب بیشتر از ممالک غیر اسلامی وجود دارد.
با همه اینها چگونه میتوان مدعی شد که خدا در زندگی مسلمان وجود دارد. شخص مسلمان نه در گفتار، بلکه درکردار خود از خدا میترسد و اورا حاضر و ناظر میداند.

۱۳۹۸/۰۲/۲۸

هجوم خاموش رسانه ها و سواد رسانه ای



در دنیای امروزی با وجود انواع اخبار و اطلاعات گمراه کننده و جعلی و روش های مختلف پوشش خبری و رقابت های منفی موجود ونیز پیوند رسانه های اجتماعی و رسانه های جمعی و گردش سریع و متقابل اخبار و اطلاعات در آنها، دانستن سواد رسانه ای امری واجب و ضروری برای تمام اتباع یک کشور است.
هجوم خاموش رسانه ها و سواد رسانه ای

سواد رسانه ای چیست؟ سواد رسانه‌ای یک نوع درک متکی بر مهارت است که می‌توان براساس آن انواع رسانه‌ها را از یکدیگر تمیز داد، انواع تولیدات رسانه‌ای را از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد. همچنین سواد رسانه‌ای آمیزه‌ای از تکنیک‌های بهره‌وری مؤثر از رسانه‌ها و کسب بینش و درک برای تشخیص رسانه‌ها از یکدیگر است.

به بیان ساده تر میتوان گفت:

سواد رسانه ای مجموعه ای از مهارت ها و دانشی است که ما به طور فعالانه برای قرار گرفتن در معرض رسانه ها، از آن استفاده می کنیم تا معنای پیام هایی را که رسانه ها ارائه می دهند را بهتر تحلیل و تفسیر کنیم.

در عصر حاضر فضای پیرامونی ما سرشار از رسانه های مختلف و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی است که به طور فزاینده ای اطلاعات، سرگرمی و آگهی های مختلف را به ما عرضه می کنند. امروزه کودکان در یک محیط چند رسانه ای اشباع شده به سر می برند و به همان اندازه که می خورند و می خوابند، می خوانند و تماشا می کنند. در حال حاضر در خانه های اکثر ما، تلویزیون، رادیو، اینترنت، نشریات و کمپیوتر ها حضور دارند. شاید بتوان از میزان حضور کودکان در معرض رسانه ها کاست، اما به دلیل فراگیر شدن رسانه ها و عجین شدن آن ها در زندگی جدید و نیز عدم توانایی در نظارت و کنترل کامل کودکان و نوجوانان، هرگز نمی توان آنان را از رسانه ها و تأثیرات مختلف آن ها جدا ساخت.
همچنان فرهنگ و جامعه‌ی ما و حتی درک ما از واقعیت، از طریق اطلاعات و تصاویری که از طریق رسانه‌ها دریافت می‌کنیم شکل می‌گیرد. چند نسل پیش خانواده و دوستان قصه‌گویان فرهنگی ما بودند اما امروز تلویزیون، فیلم‌ها، موسیقی، بازی‌ها و اینترنت قوی‌ترین قصه‌گویان هستند. پیام‌های رسانه‌ای افکار، نگرش‌ها و اقدامات ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند. ما دوست نداریم به این موضوع اعتراف کنیم اما همه‌ی ما تحت تاثیر تبلیغات، اخبار، موسیقی و سایر اشکال رسانه‌ای قرار می‌گیریم، به همین دلیل رسانه‌ها یک نیروی فرهنگی قدرتمند در جامعه هستند.
تجربه ثابت کرده است که مقابله فیزیکی با امواج رادیویی و کدهاي 0و1 ،نه تنها توفیق چندانی حاصل نکرده است بلکه گاه به شکست هاي جبران ناپذیري انجامیده است. حتی وضع قوانین صرفا محدود کننده به دلیل دشـواري در ضـمانت اجـرا موفقیت چندانی در پیش رو نداشته و ندارد.
یکی از ابزارهاي مقابله با قدرت نرم وجنگ رسانه اي؛ آموزش سـواد رسـانه اي و اولویـت دادن بـه سواد رسانه اي به عنوان مهارتی حیاتی براي شهروندان در قرن 21 است.
سواد رسانه ای افزایش آگاهی افراد نسبت به اشكال مختلف پیام های رسانه ای است که در زندگی با آن ها مواجه هستند. این آموزش به شهروندان کمک می کند تا درك کنند رسانه ها چگونه به بینش ها و باورهای مردم نفوذ می کنند. به فرهنگ های عمومی شكل می دهند و در تصمیم گیری های انسان ها تأثیر می گذارند. آموزش سواد رسانه ای مهارت شهروندان را در برخورداری از تفكری انتقادی و یافتن راه حل هایی خالقانه تقویت می کند به گونه ای که این شهروندان به مصرف کنندگانی خردگرا تبدیل شوند. این آموزش به افراد کمک می کند تا قدرت کنترل بیشتری نسبت به رسانه ها و تعابیر آن ها داشته باشند تا بتوانند تأثیرات مثبت ناشی از آن ها را قوت بخشیده و از تأثیرات منفی آن ها بكاهند.
از چند دهه گذشته، کشورهای زیادی با درك ضرورت آموزش سواد رسانه ای، این نوع از سواد را جزء حقوق شهروندان خود بر شمرده اند. آن ها سعی کرده اند در کنار آموزش مفاهیم سواد رسانه ای، اقتضائات و شرایط بومی کشورشان را نیز در نظر بگیرند.
افراد جامعه باید بر سواد رسانه‌ ای درست به اندازه‌ی سواد خواندن، سواد ریاضی و سواد فناوری تسلط داشته باشند تا بدانند چگونه از وقت خود برای استفاده از رسانه‌های مختلف بهره‌مند شوند.
مرکز تحقیقات سواد رسانه ای اروپا، سه فلسفه برای آموزش سواد رسانه ای مطرح می کند:
·         سواد رسانه ای، آموزشی برای زندگی در دنیای رسانه های جهانی است.
·         قلب سواد رسانه ای، پرسش آگاهانه است.
·         سواد رسانه ای جایگزینی برای سانسور، تحریم یا سرزنش رسانه است.
پیام‌های رسانه‌ای را با استفاده از تکنیک‌های مختلف (مانند زاویه‌ی دوربین، جلوه‌های ویژه، ترفندهای نورپردازی، موسیقی و غیره) می‌توان دستکاری کرد و تاثیر عاطفی آن را افزایش داد. پس قبل از قبول و  بازنشر هر خبر از خود این چند سوال را بپرسید:
1-      کی؟ این خبر توسط چه کسی تهیه شده است؟
2-      برای کی؟ مخاطب این خبر کی است؟
3-      با چی هدفی؟ منظور از تهیه خبر چی بوده است؟

۱۳۹۸/۰۲/۲۱

تقویم قمری در حساب زمان به مشکل مواجه است



تقویم در اصطلاح نجومی، مجموعۀ ‌از اصول و قوانین است که برای تنظیم زمان و تطبیق سال حقیقی یعنی مدت زمان یک دور کامل زمین به دور خورشید، یا سال مجازی یعنی مدت زمانی که انسانها در محاسبهٴ سال و تقسیمات آن در تقویم به کار می‌برند و چگونگی تقسیم آن به بخشهای کوچکتر، جهت انجام امور کشاورزی، مالی، آیینی، اجتماعی، شرعی و انجام فرایض دینی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
واژهٴ تقویم در زبان فارسی با واژه گاهشماری و در شکل مدون آن با گاهنامه مترادف است. تقویم و سالنامه بیشتر به محاسبه و نمایش یک‌ دوره یا یک ‌سال گفته می‌شود. در جهان شیوه‌های گوناگونی از گاه ‌شماری رواج دارد. 
از تقویم قمری هلالی در بسیاری از آیین های اسلامی، از قبیل روزه، حج، تعیین ماه‌های حرام، و غیره  استفاده می‌شود. تقویم هجری قمری سال شماری است که اساس آن چرخش ماه به دور زمین است و سال آغازین آن سال هجرت پیامبر اسلام(ص) است.
تقویم قمری در حساب زمان به مشکل مواجه هست
تقویم هجری قمری از همان ابتدای مهاجرت مسلمانان از مکه به مدینه معمول نشده ‌است بلکه ۱۵ سال بعد از تاریخ هجرت حضرت محمد صلی الله عیله وسلم و در زمان خلافت حضرت عمر بن خطاب، خلیفهٔ دوم مسلمانان به رسمیت شناخته شد. مشهور است که مسلمانان صدر اسلام بنابر پیشنهاد حضرت علی بن ابی طالب (رض) و تصویب خلیفه وقت، هجرت سرنوشت ساز پیامبر اسلام از مکه به مدینه را مبدأ سال قمری قرار داده‌اند. بدین جهت، تاریخ قمری را تاریخ هجری قمری نامیده‌اند.
مبدأ تقویم هجری قمری مانند تقویم هجری شمسی، سال هجرت پیامبر اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه وسلم، سال ۶۲۲ میلادی از مکه به مدینه می‌باشد. آغاز هجرت پیامبر اسلام از مکه روز دوشنبه ۱ ربیع‌الاول/ ۲۴ سنبله سال ۱ هجری، برابر با ۱۳ سپتامبر ۶۲۲ میلادی قدیم (ژولیانی)، و ۱۶ سپتامبر ۶۲۲ میلادی جدید (گرگوری) و ورود پیامبر به مدینه روز ۸ ربیع‌الاول همان سال می‌باشد.
ماه‌های تقویم هجری قمری در هر سال ۱۲ عدد بر اساس ماه هلالی است که ۲۹روزه یا ۳۰روزه هستند. ماه هلالی یک دور چرخش کره ماه بر مدار خود مابین فاصله زمانی مشاهده دو هلال ماه است که طول متوسط آن  ۲۹روز و ۱۲ساعت و ۴۴دقیقه و ۲٬۷۸ ثانیه می‌باشد. باتوجه به طول سال قمری حقیقی (مجموع ۱۲ماه هلالی) برابر ۳۵۴روز و ۸ساعت و   ۳۵٬۷۱۲ ثانیه، سال تقویمی آن ۳۵۴روزه (در سال‌های عادی) یا ۳۵۵روزه (در سال‌های کبیسه) است.
این امکان وجود دارد که هلال ماه نو در مکانی بر روی کره زمین، دقایقی بعد از غروب خورشید روز بیست‌ونهم رؤیت شود و در مکان دیگری رؤیت نشود در نتیجه اختلافی یک روزه، در تقویم هجری قمری هلالی محلی کشورهای اسلامی بوجود می‌آید.
تفاوت تعداد روزهای سال قمری و شمسی و کوتاه بودن سال قمری، برای استفاده به عنوان تقویم اداری و رسمی مشکلاتی دارد و همین امر، کشورهای عربی را به استفاده از تقویم میلادی سوق داده است.
تقویم قمری در حساب زمان به مشکل مواجه است؛ چون پدیده های طبیعی که در یک ماه بوجود می آید باید همواره در همان ماه پیش بیایند که در تقویم قمری  این ممکن نیست. مثلا در تقویم هجری شمسی ماه حمل در تمام سال ها مترادف با اول فصل بهار بوده و در آن طبیعت سبز میگردد. اما این موضوع در تقویم قمری صادق نیست.
تقویم قمری از سالی که بتواند فصل‌ها را از هم تفکیک کند عقب می‌افتد. سالش حدود ۱۱ روز از سال شمسی کوتاه تر است و به این خاطر است که رمضان گاهی به  تابستان می‌افتد و زمانی به زمستان. 
 ۳۳ سال قمری با ۳۲ سال شمسی برابر است. به این معنی که اگر شما در تقویم شمسی 32 ساله باشید در تقویم قمری 33 ساله خواهید بود و این موضوع ممکن است در قرار دادها و اسناد طویل المدت و نیز در مالیات مشکل ساز شود.
شاید دلیل استفاده از ماه قمری به عنوان گاه شمار این باشد که در حالات مختلفی که بر انسان عارض می شود مانند سستی ، قوت ، شادی ، حزن و... انسان قادر به انجام شعائر دینی باشد. مثلاً انسان در فصل بهار حالت هایی را دارد که در فصل تابستان ندارد و در زمستان از نظر حالات خود بگونه دیگر است. با توجه به این موضوع ضروری است در هر سال جا به جایی در زمان فصلی اعمال(روزه گرفتن، حج، و...) به وجود آید تا شخص بتواند در حالات مختلف جسمی و روحی تکالیف شرعی را انجام دهد .
 به طور عموم میتوان گفت که تقویم قمری یک تقویم حقیقی نبوده بلکه مجازی می باشد که بر اساس آن امورات اسلامی انجام می یابد. و نمیتوان از آن به منظور تعین زمان استفاده کرد. زیرا تغییرات زمانی محصول گردش زمین به دور خورشید بوده و در نتیجه این نوع حرکت زمین است که سال و فصول بوجود می آید . آشکار است که گردش ماه به دور زمین هیچ تاثیری در تغییرات اقلیمی زمین ندارد.

۱۳۹۸/۰۲/۱۵

هلال ماه چگونه مسلمان شد



هلال ماه چگونه مسلمان شد
در هنر و نشان‌گذاری، هلال یا ماه نو بیش‌تر شکل بدست آمده از جدا کردن یک دایره از یک صفحهٔ گرد است که شکل باقی‌مانده دو کمان دایره‌ای با شعاع های متفاوت است که همدیگر را در دو نقطه قطع می‌کنند.
نماد هلال و ستاره به چندین هزاره پیش از اسلام باز می گردد. تعیین ریشه های دقیق این نماد دیرین سماوی دشوار است اما بسیاری بر این رأی متفق اند که استعمال آن به مردمان آسیای میانه و سیبری باز می گردد که خورشید و ماه و خدایان آسمانی را پرستش می کردند. همچنین گزارش هایی در دست است که نماد هلال و ستاره بازنمایی از تانیت (Tanit) الهه کارتاژها و دیانا  (Diana)، رب النوع یونانی است. مردمی که در شهر بیزانس که بعدها قسطنطنیه و امروزه استانبول نامیده شده می زیستند، نماد ماه هلال را اختیار کردند. شهر یونانی بیزانس سکه با نشان ماه و ستاره در سده چهارم پیش از میلاد ضرب نمود که به عنوان نشان رسمی و دولتی بر روی بیرق شان استفاده می‌نمودند. به هر صورت، هلال ماه دیرزمانی پیش از ظهور حضرت مسیح، نماد شهر بیزانس بود. 
ماه و ستاره تا ۸ قرن توسط شهر یونانی بیزانس مورد استفاده قرار می‌گرفت تا اینکه بوسیله بیزانسیها پرچم قسطنطنیه گشت.

در حقیقت جامعه نوپای مسلمین نمادی نداشت. در زمان حضرت محمد (ص)، سپاه و قافله های مسلمین برای معرفی هویّت خود ازبیرق هایی ساده به رنگهای سیاه، سرخ یا سفید استفاده می کردند. این رویه با گسترش اسلام همچنان حفظ شد و رهبران و خلفای اسلام همچنان از پرچم های سیاه، سبز یا سفید بدون هیچ گونه علامت، نوشته یا نمادی بر روی آن استفاده می کردند. 
 احتمالا نشان هلال در برابر نشان صلیب پس از جنگ­های صلیبی، عمومیت یافته است، چرا که کاربرد بسیار زیاد صلیب در جنگ­های صلیبی (۴۸۸ تا ۶۹۰ق برابر با ۱۰۹۵تا ۱۲۹۱م) و اماکن دینی مسیحی، مسلمانان را بر آن داشت تا نشانی شاخص برگزینند و انتخاب نشان هلال نه تنها مسلمانان را دارای نشانی مشخص که تفاوت آنان را با مسیحیان نیز جلوه می­داد، پس از سقوط قسطنطنیه امپراتوری عثمانی نیز در سده دوازده میلادی این پرچم را به عنوان نشانه دولت نگاه داشت. احتمالا عالمان مسلمانان نشان هلال را با تاکید روایات بر رؤیت هلال در آغاز و پایان روزه بر گرفته‌­اند.
 از آنجا که شاهان عثمانی در عین حال عنوان خلیفه مسلمین را داشتند، نزد اروپائیان طرح این پرچم به عنوان نماد اسلام شناخته شد.
اکنون شمار بسیاری از کشورهای اسلامی ماه و ستاره را در نگاره‌های گوناگون به پرچم خود افزوده‌اند. هم اکنون سمبول هلال ماه و ستاره در پرچم کشورهای اسلامی از جمله ترکیه، الجزایر، تونس، لیبیا، مالیزیا، جمهوری آذربایجان و پاکستان نمایان است. نشانهٔ هلال احمر نیز از این تأثیر به کنار نبوده است.
 استفاده از نشان هلال در منابر و مساجد با فتح استانبول (۱۴۵۳ میلادی) ارتباط دارد. چرا که پس از فتح استانبول، گذاشتن هلال بالای مناره مساجد عمومیت یافت و معماران مسلمان دیگر کشورها نیز همان را در ساختمان مساجد و مدارس دیگر استفاده کردند.
سازمان ملل نشان هلال را که در مساجد، مدارس و سازمان­های اسلامی به چشم می‌­آید، نشان ویژه مسلمانان می­‌شمارد.